17 | Archive | بهمن 

Archive | بهمن, ۱۳۸۷

Tags: , ,

نیچه به مناسبت ولنتاین

Posted on ۲۶ بهمن ۱۳۸۷ by Amin

امروز تفالی بر چنین گفت زرتشت زدم و قسمت آخرِ

آواره از

چنین گفت زرتشت!

چه؟ زرتشت ! برای دریا نیز می خواهی آواز آرام بخش بخوانی؟

آه، ای مجنون مهربان، زرتشت! ای شیدای اعتماد! تو همیشه همین سان بوده ای. تو همیشه با اعتماد به هر چیز هراسناک نزدیک شده ای.

تو همیشه می خواهی هر غولی را بنوازی. هُرمِ نَفَسی گرم و کمی موی نرم بر پنجه، همین بس تا تو یکباره آماده ی عاشق شدن و به دام انداختن اش شوی.

عشق خطری ست در کمین تنهاترین کس. عشق به هر چیزی که زنده باشد و بس! به راستی خنده آور است جنون و فروتنیِ من در عشق!

VN:F [1.0.9_379]
Rating: 7.3/10 (3 votes cast)

Comments (0)

Tags: , ,

Happy Valentine

Posted on ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ by Amin

عاشقی چیزه عجیبیه، هر کی یه جوری تجربه اش کرده و همه هم دوست دارن تجربه کنند، هر چند جز عذاب چیزی نداره،

یکی عاشق یکیه که اون هم عاشق یکی دیگه است، اما اگه حسادت به این عشق تسلط پیدا نکنه خیلی قشنگ می شه این عشق

حالا فرض کنید یک عاشق برای عشقش که از کسی که عاشقه (نفر سوم) دعوا کرده و جدا شده، دلداری بده، دلداری اینکه اون از عشق خودش جدا شده و در عذاب شدیده عذاب جدایی

SMS های اونو براتون اینجا میارم:

To asheqi?

Are vali ey kash naboodam!

Man ham ye zamani asheq budam be yeki ke nabayad mishodam
Yadame chandin ruz gerye mikardam
Male 6 sale pish

Oon Shekaste bozorgi baraye man bood. vali baes shod fekr o aghlam roshd kone


Eshqi ke Alan hes mikonam shirintare
Jazabtare
Aziztare
Hanuz ham un dardo to delam ijad mikone vali midunam bara kasi bayad bashe ke liaghatesho dare


Tamume un modati ke migofti nistam dashtam khamushesh mikardam
Vali har moghe be delam mioftadi (hatman miduni che jur dardie mese inke dari sekte mikoni) ye tak zang mizadi
Hanuz ham vaghti sms miad negah nakarde midunam az to’e ya na


Goftam ke jang ba in lamazab ke hich zabuni balad nist kheili asab mikhad kheili
Ama che konam hatman Khoda taghdir karde


Badbakhti ham inke, har no’ estekhare ham, tahdid be azabam mikard
Goftam khamush ey dele jer vajer shode
Ehtemalan hes karde budi kam mahaliamo
Ama che ajib


VN:F [1.0.9_379]
Rating: 6.0/10 (2 votes cast)

Comments (1)

Tags: , ,

درختان شهر

Posted on ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ by Amin

نمی دونم از جون این درختان شهرمون چی می خوان

روزها که از سر و صداها و اذیت مردم نمی تونن استراحت کنند و آرامش داشته باشند، بس نبود حالا اومدن بهشون کلی لامپ و LED بستند که این دهه، شبا چشمک بزنند و شبا هم نمی تونند از نور این چراغها بخوابند. از یک طرف هر لحظه استرس از بیخ کنده شدن و باید جا را برای ترافیک شهرها باز کنند.

مگر درختها احساس ندارند

VN:F [1.0.9_379]
Rating: 9.0/10 (1 vote cast)

Comments (0)


Advertise Here

Photos from our Flickr stream

See all photos

What I'm Doing...

Posting tweet...

Powered by Twitter Tools.

TabrizLUG

گروه کاربران گنو/لینوکس تبریز

WordPress

وردپرس فارسی

Share